طرز تهیه هوموس یا حمص

دسته بندی: پیش غذا و فینگر فود سالاد و اردور غذاهای رژیمی و کم کالری غذاهای گیاهی و گیاه خواری | به وسیله |
 
۱۱ دیدگاه ۷۰,۴۹۰ بازدید

هوموس (به عربی: حُمُّص) یا «نخود-ارده» یک خوراک عربی– یونانی است که در خاورمیانه بسیار محبوب است؛ بیشتر به عنوان پیش غذا سرو می شود. برای اینکه هوموس طعم لذیذ تری داشته باشد باید اجازه دهید نخود به قدر کافی پخته شود. هوموس در کنار سبزیجات خلالی و نان سرخ شده میتواند میان وعده ای لذیذ و مقوی باشد. با دیدن فیلم آموزش تهیه هوموس با طرز تهیه این غذای ساده و خوشمزه آشنا شوید. برای مشاهده فیلم آموزش تهیه حمص کلیک کنید.

بهتر است برای تهیه این پیش غذای لبنانی از آب یک عدد لیمو ترش تازه استفاده کنید. در ادامه طرز تهیه حمص را به صورت مرحله به مرحله خواهدی دید.

 

طرز تهیه هوموس

 

مرحله اول:

نخود را از شب قبل خیس بدهید و تا روز بعد چند بار آب آن را تعویض کنید.حجم نخود بعد از خیس خوردن بیشتر میشود پس از ظرف بزرگتری استفاده کنید و به اندازه کافی آب بریزید.

 

خیساندن نخود هوموس

 

مرحله دوم:

نخود را با چند لیوان آب، جوش شیرین و حبه های سیر داخل قابلمه بریزید و با حرارت ملایم بگذارید بپزد و نرم شود. جوش شیرین باعث میشود پوست نخود بعد از پخت راحت تر جدا شود. بعد از این که نخود به خوبی پخته شد، پوست شفاف روی آن را جدا کنید.


منبع این نوشته : منبع
تهیه ,هوموس ,نخود ,مرحله ,قاشق ,آموزش ,تهیه هوموس ,قاشق غذاخوری ,استفاده کنید ,فیلم آموزش ,آموزش تهیه

مرحله سوم:

نخود پخته پوست کنده و سیرهای نرم شده، روغن زیتون و آبلیمو را داخل میکسر یا غذاساز بریزید و بزنید تا یکدست شود. ارده را همراه با دو قاشق غذاخوری آب ونمک و فلفل اضافه کنید و مجدداً میکس کنید. در صورتی که هوموس غلیظ تر از چیزی است که میل دارید کمی بیشتر آب اضافه کنید.


منبع این نوشته : منبع
اضافه کنید

طرز تهیه هوموس یا حمص

دسته بندی: پیش غذا و فینگر فود سالاد و اردور غذاهای رژیمی و کم کالری غذاهای گیاهی و گیاه خواری | به وسیله |
 
۱۱ دیدگاه ۷۰,۴۹۰ بازدید

هوموس (به عربی: حُمُّص) یا «نخود-ارده» یک خوراک عربی– یونانی است که در خاورمیانه بسیار محبوب است؛ بیشتر به عنوان پیش غذا سرو می شود. برای اینکه هوموس طعم لذیذ تری داشته باشد باید اجازه دهید نخود به قدر کافی پخته شود. هوموس در کنار سبزیجات خلالی و نان سرخ شده میتواند میان وعده ای لذیذ و مقوی باشد. با دیدن فیلم آموزش تهیه هوموس با طرز تهیه این غذای ساده و خوشمزه آشنا شوید. برای مشاهده فیلم آموزش تهیه حمص کلیک کنید.

بهتر است برای تهیه این پیش غذای لبنانی از آب یک عدد لیمو ترش تازه استفاده کنید. در ادامه طرز تهیه حمص را به صورت مرحله به مرحله خواهدی دید.

 

طرز تهیه هوموس

 

مرحله اول:

نخود را از شب قبل خیس بدهید و تا روز بعد چند بار آب آن را تعویض کنید.حجم نخود بعد از خیس خوردن بیشتر میشود پس از ظرف بزرگتری استفاده کنید و به اندازه کافی آب بریزید.

 

خیساندن نخود هوموس

 

مرحله دوم:

نخود را با چند لیوان آب، جوش شیرین و حبه های سیر داخل قابلمه بریزید و با حرارت ملایم بگذارید بپزد و نرم شود. جوش شیرین باعث میشود پوست نخود بعد از پخت راحت تر جدا شود. بعد از این که نخود به خوبی پخته شد، پوست شفاف روی آن را جدا کنید.

 


کندن پوست نخود

 

مرحله سوم:

نخود پخته پوست کنده و سیرهای نرم شده، روغن زیتون و آبلیمو را داخل میکسر یا غذاساز بریزید و بزنید تا یکدست شود. ارده را همراه با دو قاشق غذاخوری آب ونمک و فلفل اضافه کنید و مجدداً میکس کنید. در صورتی که هوموس غلیظ تر از چیزی است که میل دارید کمی بیشتر آب اضافه کنید. 

طرز تهیه پای کدو حلوایی

 

اضافه کردن ارده

 

هوموس را به ظرف سرو منتقل کنید و مقداری روغن زیتون روی آن بریزید. در کنار این هوموس خوشمزه میتوانید از نان پیتای سرخ یا گریل شده، سبزیجاتی مثل خیار، کاهو، هویج و فلفل دلمه ای استفاده کنید.

 

هوموس با سبزیجات


منبع این نوشته : منبع
تهیه ,هوموس ,نخود ,مرحله ,قاشق ,بریزید ,قاشق غذاخوری ,تهیه هوموس ,روغن زیتون ,استفاده کنید ,اضافه کنید

 

نکته ها:

– میتوانید به جای نخود خام از کنسرو نخود استفاده کنید. به این ترتیب حمص خوشمزه شما در عرض چند دقیقه آماده میشود.

– پخت نخود در قابلمه ممکن است تا 2 ساعت طول بکشد. برای پخت سریع تر از زودپز استفاده کنید. در این صورت نیم ساعت زمان برای پخت کافی است.

– روش دیگر تهیه هوموس به این صورت است که آن را با سیر کباب شده درست می کنند. با این روش حمص طعم منحصر به فرد و ظاهری مجلسی تر پیدا میکند. یک بوته سیر را 1 ساعت داخل فر با دمای 160 درجه سانتیگراد قرار دهید تا کباب شود. سپس آن را از فر خارج کنید و پس از سرد شدن حبه های سیر نرم شده را از پوست خارج کنید و 4 عدد از آن را با نخود و بقیه مواد میکس کنید. میتوانید با بقیه حبه های سیر حمص را تزئین کنید.

 

حمص با سیر کبابی


منبع این نوشته : منبع
نخود ,ساعت ,خارج کنید ,استفاده کنید

همانطور که می دانید ماه های سال میلادی و قمری و شمسی با هم تفاوت دارند چه از نظر اسم و چه از نظر زمان آغاز و پایان آن ها. اگر می خواهید در مورد ماه های سال میلادی و قمری و خورشیدی بیشتر بدانید این مقاله آسمونی را تا پایان مطالعه کنید چرا که اطلاعات کلی به همراه ترتیب ماه های سال را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده ایم.

ماه های میلادی :

گاه‌شماری میلادی گاه‌شماری با ریشهٔ مسیحی است که هم‌اکنون در بیشتر کشورهای جهان استفاده می‌شود و تقویمی بین‌المللی است. این گاه‌شماری برگرفته از گاه‌شماری ژولینی با مبدأ میلادی (میلاد عیسی) است و نخست از سوی آلویسیوس لیلیوس که پزشکی از اهالی ناپل بود پیشنهاد شد. تعدیل کبیسه‌گیری این گاهشماری در ۲۴ فوریهٔ ۱۵۸۲ از سوی پاپ گریگوری سیزدهم پذیرفته شد و از آن پس به گاه‌شماری گریگوری (گرِگوری) نیز مشهور شد.

ماه های تقویم میلادی به ترتیب عبارتند از: ژانویه، فوریه، مارس، آوریل، مه، ژوئن، ژوئیه، اوت(آگست)، سپتامبر، اکتبر، نوامبر و دسامبر. توجه داشته باشید این ماه ها در زبان فارسی بگونه ای متفاوت تلفظ می شوند. برای دانستن تلفظ اصلی این ماه ها به واژه های انگلیسی آنها دقت فرمائید.

ماه‌های این گاه‌شماری به‌ترتیب عبارتند از:

  • ژانویه
  • فوریه
  • مارس
  • آوریل
  • مه
  • ژوئن
  • ژوئیه(جولای)
  • اوت(آگست)
  • سپتامبر
  • اکتبر
  • نوامبر
  • دسامبر

month3 ماه های سال به ترتیب   میلادی، قمری، خورشیدی

ماه های قمری:

ماه‌های گاه‌شماری هجری قمری در هر سال ۱۲ عدد بر اساس ماه هلالی است که ۲۹روزه یا ۳۰روزه هستند. ماه هلالی یک دور چرخش کره ماه بر مدار خود مابین فاصله زمانی مشاهده دو هلال ماه است که طول متوسط آن ۲۹٬۵۳۰۵۹ روز (۲۹روز و ۱۲ساعت و ۴۴دقیقه و ۲٬۷۸ثانیه) می‌باشد. باتوجه به طول سال قمری حقیقی (مجموع ۱۲ماه هلالی) برابر ۳۵۴٬۳۶۷۰۸ روز (۳۵۴روز و ۸ساعت و ۳۵٬۷۱۲ثانیه)، سال تقویمی آن ۳۵۴روزه (در سال‌های عادی) یا ۳۵۵روزه (در سال‌های کبیسه) است.

در تقویم قمری هلالی تعداد روز ماهها ترتیب خاصی ندارد و حداکثر تا ۴ ماه ۳۰روزه و ۳ ماه ۲۹روزه نیز احتمال دارد پشت سر هم بیایند. اما در تقویم قمری قراردادی ماههای فرد ۳۰روزه و ماههای زوج ۲۹روزه تعیین شده و ماه آخر در سالهای کبیسه ۳۰روزه می‌باشد.

روز اول هر ماه در این گاه‌شماری معمولاً بر اساس مشاهده یا پیش‌بینی مشاهده‌پذیری هلال ماه نو در شامگاه روز ۲۹ یا ۳۰ ماه قبل، که آن را استهلال می‌نامند، تعیین می‌شود. این گاه‌شماری باتوجه به شیوه‌های مختلف تعیین اول ماه و تعداد روزهای ماه هر سال با عناوین گاه‌شماری هجری قمری هلالی، قراردادی و ام‌القری شناخته می‌شود.

ماه‌های این گاه‌شماری به‌ترتیب عبارتند از:

  • محرم

  • صفر

  • ربیع‌الاول

  • ربیع‌الثانی

  • جمادی‌الاول

  • جمادی‌الثانی

  • رجب

  • شعبان

  • رمضان

  • شوال

  • ذیقعده

  • ذیحجه

month2 ماه های سال به ترتیب   میلادی، قمری، خورشیدی

ماه های شمسی:

ماه‌های خورشیدی در یکسال گاهشماری (هجری شمسی) و ایرانی، تشکیل شده‌است از ۱۲ ماه، که شش ماه اول ۳۱ روز، پنج ماه دوم ۳۰ روز و ماه آخر ۲۹ روز می‌باشد. هر ۴ سال (بندرت ۵ سال) یکبار طول ماه آخر ۳۰ روز است که آن سال به سال کبیسه معروف است.

  • فروردین

  • اردیبهشت

  • خرداد

  • تیر

  • مرداد

  • شهریور

  • مهر

  • آبان

  • آذر

  • دی

  • بهمن

  • اسفند


منبع این نوشته : منبع
گاه‌شماری ,قمری ,میلادی ,۳۰روزه ,ماه‌های ,هلالی ,هجری قمری ,تقویم قمری ,گاه‌شماری هجری ,به‌ترتیب عبارتند ,گاه‌شماری به‌ترتیب ,گاه‌شماری به

سال4 فصل دارد                              لکل سنه اربعه فصول

سال 4 فصل است                          السنه اربعه فصول

 

در هر سال 4 فصل است        فی کل سنه (یوجد) اربعه فصول

بهار                                           الربیع

 

تابستان                                       الصیف

پائیز                                          الخریف

زمستان                                      الشتاء


منبع این نوشته : منبع
فصول ,اربعه ,اربعه فصول

ندا سلیمانی فر

حضرت مریم از زنان بزرگوار و از شخصیت‌های برجسته جهان بشریت است
اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده استدر دین اسلام حضرت مریم از جمله معدود زنانی است که به مقام کمال و مطلوب انسانی دست یافته است.
در قرآن کریم بارها از این بانوی بزرگ سخن به میان آمده و پاکدامنی و عفت و حیا و ایمان و فضایل برجسته اخلاقی او تأیید شده است؛ حضرت مریم دختر عمران و از نسل حضرت داود است. مادرش، حنّه، نذر کرد که فرزندی را که در شکم دارد خدمتگزار بیت المقدس گرداند حضرت مریم از ابتدا تحت سرپرستی پیامبر زمان، حضرت زکریا، قرار گرفت.
مادراین نوشتار برآنیم که عوامل مؤثّر در تربیت معنوی حضرت مریم را مورد بررسی قرار دهیم .درابتدا به نسب پاک ومطهر ایشان می پردازیم وبعد در پی ذکر صفات و ویژگی های اخلاقی این بانوی بزرگوار در آیات قرآن برمی آییم.


 ناشر : تحقیق درس تفسیر ترتیبی 2 سال 1388( استاد سروری مجد)

نسب حضرت مریم
پدر
وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ
پدر حضرت مریم (ع) عمران بن ماثان بن یعاقیم از فرزندان داود نبی (ع) داست
. طبق بعضی از روایات، از سوی خدا به عمران وحی شد که به زودی خداوند پسر پربرکتی که می‎تواند بیماران غیرقابل درمان را درمان کند و مردگان را به فرمان خدا زنده نماید به تو عنایت خواهد کرد، عمران این مطلب را به همسرش حَنّه خبر داد. حَنّه وقتی که باردار شد، تصور می‎کرد که فرزند مذکور، همان است که در رحم دارد (غافل از آن که منظور از آن پسری که خداوند به عمران وحی نمود، نوة عمران به نام عیسی ـ علیه السلام ـ است، که حَنّه برای مادر او (مریم) باردار می‎باشد.)
مادر
مادر حضرت مریم (ع) حنه ،همسر عمران (ع) وخواهرش مادر یحیی (ع) همسر زکریا بود؛یعنی مریم ویحیی پسر خاله ودختر خاله ء هم بودند
بر پایه نقل تاریخ نگاران ومفسران ،این دو خواهرسالهای طولانی صاخب فرزند نشدند .دربارهء حنه مادر مریم (ع) گفته شده که روزی زیر سایه درختی نشسته بود وپرنده ای رادید که جوجه های خود راغذا می دهد .مشاهده ی این محبت مادرانه آتش عشق فرزند رادر دل او شعله ور ساخت واز صمیم قلب از درگاه خداوند فرزند تقاضا کرد وچیزی نگذشت که دعایش مستجاب وبه مریم (ع) باردار شد
برخی ویژگی های مادر حضرت مریم (ع) باتوجه به آیات قرآن
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فی‏ بَطْنی‏ مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ
زنِ عمران گفت: «پروردگارا، آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [از مشاغل دنیا و پرستشگر تو] باشد پس، از من بپذیر که تو خود شنواى دانایى.»
مادر مریم، جایگاهى خاص دارد. از بیان نذر او، اخلاص او، نام‏گذارى او و استعاذه او این برداشت استفاده مى‏شود. «نَذَرْتُ لَکَ»، «سَمَّیْتُها»، «أُعِیذُها بِکَ»
1-رشد معنوى مادر حضرت مریم تا آنچنان بود که بعد از سالها انتظاربرای فرزند دارشدن ، فرزند خود را نذر خدمت خانه خدا مى‏کند. «امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ»
2 بهره مندی مریم از مادری دوراندیش که قبل از تولد حضرت مریم به فکر مسیر خدمات او درآینده می باشد.
3- از خودگذشتگی حضرت مریم واینکه تنها فرزندش را در راه خدا نذر کرد «نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً»
4-مادر مریم با اینکه تنها دخترش را نذر خداکرده، هنوز در حال دعا می باشد ومی گوید خدایا این نذر را ازمن قبول کن « فَتَقَبَّلْ»
سر تعجب مادر مریم از تولد دختر
سر آن که مادر مریم از تولد مریم متعجب شد وپسر را غیر از دختر دانست ،ماهیت نذر اوبود,زیرادختر گاه به سبب حیض باید از مسجد خارج شود ؛ولی محرر از مسجد خارج نمی شود ،از این رو وقتی فرزندش دختر شد ،چنین گفت (لَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنْثى)افزون بر این که در خدمت به مسجد وعباد آن هیچ گاه پسر قابل مقایسه بادختر نیست.
مادر مریم برای ذریه فرزندش مریم نیز دعاکرد
وَ إِنِّی أُعیذُها بِکَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ( و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده، به تو پناه مى‏دهم.») از اینجا معلوم می شود که مادر مریم از نسل آینده فرزندش آگاه بود وبرای آنها دعامی کردواین آگاهی صرف انتظار عادی نبود
سرپرست حضرت مریم
مطابق تواریخ، عمران پدر مریم ـ علیها السلام ـ ، قبل از تولد مریم ـ علیها السلام ـ از دنیا رفت، از این رو وقتی که مریم ـ علیها السلام ـ خدمتگذار مسجد شد، نیاز به سرپرست داشت، حَنّه مریم را که کودک بود به بیت المقدس نزد علما و دانشمندان یهود آورد و گفت: «این کودک هدیه به بیت المقدس است، سرپرستی او را یک نفر از شما برعهده بگیرد.»چون آثار عظمت از چهرة مریم ـ علیها السلام ـ دیده می‎شد، گفتگو در میان دانشمندان بنی اسرائیل در گرفت، هر کدام از آنها می‎خواست این افتخار نصیب او شود. سرانجام تصمیم گرفتند قرعه کشی کنند، به کنار نهری آمدند. حضرت زکریا ـ علیها السلام ـ نیز جزء آنها بود. قلم‎ها و چوبهایی را که به وسیلة آنها قرعه می‎زدند حاضر کردند، نام هر یک از داوطلبان سرپرستی مریم ـ علیها السلام ـ را روی آن چوبها نوشتند و آن قلم‎ها را در میان آب انداختند، هر قلمی که در میان فرو می‎رفت، بازنده بود و تنها قلمی که روی آب ماند، قلمی بود که نام زکریا روی آن نوشته شده بود. به این ترتیب سرپرستی زکریا ـ علیه السلام ـ نسبت به مریم ـ علیها السلام ـ قطعی شد، و در واقع حضرت زکریا ـ علیه السلام ـ از همه شایسته‎تر به سرپرستی مریم ـ علیها السلام ـ بود، زیرا علاوه بر مقام نبوت، شوهر خالة مریم ـ علیها السلام ـ نیز بود
ویژگی های حضرت مریم در قرآن
1-پاکی وطهارت مریم به عنوان نمونه والگوبرای تمام مومنان
در قرآن کریم بارها از این بانوی بزرگ سخن به میان آمده و پاکدامنی و عفت و حیا و ایمان و فضایل برجسته اخلاقی او تأیید شده است. به عنوان نمونه در سوره تحریم آیه 12 او به عنوان نمونه و الگو برای تمام مومنان معرفی شده و پاکدامنی و طهارت او گوشزد شده است.
وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!
" وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا ..."
این آیه عطف است به جمله" امرأت فرعون"، و تقدیرش این است که:" و ضرب اللَّه مثلا للذین امنوا مریم ...- خداوند مریم را مثل زده براى کسانى که ایمان آورده‏اند ؛
" الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا"-
در این قسمت از آیه مریم را به خاطر عفتش مى‏ستاید، و ستایش مریم (ع) در قرآن کریم مکرر آمده، و شاید این به خاطر رفتار ناپسندى باشد که یهودیان نسبت به آن جناب روا داشته، و تهمتى باشد که ایشان به وى زدند، و قرآن کریم در حکایت آن مى‏فرماید:" وَ قَوْلِهِمْ عَلى‏ مَرْیَمَ بُهْتاناً عَظِیماً" « و بهتان بزرگى که به مریم زدند، .» و در سوره انبیاء هم نظیر این قصه آمده مى‏فرماید:" وَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیها" « و به یاد آور زنى را که دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى پاک نگهداشت و ما از روح خود در او دمیدیم. .».
" وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها"- یعنى مریم کلمات پروردگار خود را که به قول بعضى همان وحى انبیا باشد، تصدیق کرد. بعضى دیگر گفته‏اند: مراد از کلمات خداى تعالى در اینجا وعده و تهدید و امر و نهى خداست. ولى این وجه درست نیست، زیرا بنا بر این، دیگر احتیاج نبود نام کتب خدا را ببرد، چون کتب آسمانى همان وعده و وعید و امر و نهى است.
شاید منظور از تصدیق کلمات پروردگارش و تصدیق کتب خداى تعالى این باشد که مریم (ع) صدیقه بوده، هم چنان که در آیه زیر فرموده:" مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ"
« مسیح پسر مریم غیر از فرستاده‏اى نبود، فرستاده‏اى که قبل از او هم فرستادگانى بودند و مادرش صدیقه و راستگو بود..».
" وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ"- یعنى مریم از زمره مردمى بود که مطیع خدا و خاضع در برابر اویند، و دائما بر این حال هستند، و اگر مریم (ع) را با اینکه زن بود، فردى از قانتین خواند با اینکه کلمه مذکور جمع مذکر است، بدین جهت بود که بیشتر قانتین مردان هستند.
مؤید اینکه قنوت به این معنا است این است که قنوت به همین معنا در آیه‏اى دیگر، در خصوص مریم (ع) آمده، آنجا که ملائکه به حکایت قرآن کریم مریم را ندا داده مى‏گویند:" یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ" « اى مریم! براى پروردگارت قنوت و سجده کن، و با راکعان رکوع کن. ».
2-طعام بهشتی
در دین اسلام حضرت مریم از جمله معدود زنانی است که به مقام کمال و مطلوب انسانی دست یافته است.
کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ
زکریا هر بار که در محراب بر او وارد مى‏شد، نزد او [نوعى‏] خوراکى مى‏یافت. [مى‏] گفت: «اى مریم، این از کجا براى تو [آمده است؟ او در پاسخ مى‏] گفت: «این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بى‏شمار روزى مى‏دهد.»
[رزقى که همواره نزد مریم بوده رزق معمولى و عادى نبوده است‏]
و در این جمله،" رزقا" را بدون الف و لام آورده و این اشاره است به اینکه رزق نامبرده، طعام معهود در بین مردم نبوده، هم چنان که بعضى هم گفته‏اند: هر وقت زکریا به مریم سر مى‏زد، میوه زمستانى را در تابستان و میوه تابستانى را در زمستان نزد او مى‏دید.
مؤید این حکایت این است که اگر رزق نامبرده از طعام‏هاى معمول آن روز و طعام موسمى بود، نکره آمدن" رزقا" این معنا را مى‏رساند، که زکریا هیچوقت اطاق مریم را خالى از طعام نمى‏دید بلکه همواره نزد او رزقى را مى‏یافت، و در این صورت زکریا از پاسخ مریم قانع نمى‏شد، براى اینکه پاسخ مریم این بود که این رزق از ناحیه خداست، و از ناحیه خدا بودن رزق اختصاص به رزق مریم ندارد، رزق همه مردم از ناحیه خدا است و جا داشت دو باره زکریا بپرسد این رزقى که خدا روزیت کرده به وسیله چه کسى به تو رسیده، چون ممکن است افرادى از مردم که به معبد آمد و رفت دارند برایش آورده باشند، پس از اینکه مى‏بینیم زکریا از پاسخ مریم قانع شده، معلوم مى‏شود رزق نامبرده رزق معمولى نبوده است.
3-برتری مریم برزنان عالم
تنها بانویی که در قرآن کریم به نام خاص اوتصریح شده است وبا کمال تجلیل از وی سخن به میان امده است ،حضرت مریم (ع) است :
وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ
و [یاد کن‏] هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»
اولین نکته شایان ذکر درباره آیه مزبور آن است که اصطفای اول چون بدون حرف جر استعمال شده ,اصطفای نفسی است واصطفای دوم که با (علی )استعمال شده ،استعمال قیاسی است .بنابرین ( إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ )یعنی تو صفوه وبرگزیده و مختار وبر چیده شده ی خدایی ،(و اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ)یعنی نه تنها تو صفوه وبرجسته ای ،بلکه بر همه ی زنان علم برتری ،وچون کلمه( عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ)مطلق است ,نمی توان گفت که مریم (ع) نسبت به زنان عصر خود مصطفی وبرجسته بود.اطلاق آیه آن است که نسبت به همه ی زنان جهان برجستگی دارد،لیکن درزمینه خاص ،یعنی از این جهت در بین زنان عالم مورداصطفای خاص است که بتواند بدون داشتن همسر مادر شود
دومین نکته این که کسانی که کلام ملائک رابشنوند وتردیدنکنندکه این کلام ملائکه است]محدثند،چنانکه از آیه مزبور به خوبی برمی آیدکه مریم (ع)محدثه است. نکته دیگرآنکه باتوجه به آیه
یا مَرْیَمُ اقْنُتی‏ لِرَبِّکِ وَ اسْجُدی وَ ارْکَعی‏ مَعَ الرَّاکِعینَ
اى مریم، فرمانبرِ پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع‏کنندگان رکوع نما.»
که پس از آیه مزبورآمده است شاید بتوان گفت :آن برجستگی های سه گانه ،یعنی برگزیدگی ،مطهره بودن وبرتری زنان عالم ,محصول این بندگی های سه گانه باشد ،بنابر این خدای سبحان به حضرت مریم می فرماید :اگر میخواهی این فضایل مستدام بماندعلل واسباب آن رااستمرار ببخش ؛از پروردگارت اطاعت کن وسجده کن وبانمازگزاران نماز بخوان.
4-عبادت زاهدانه و متواضعانه
عبادت زاهدانه و متواضعانه حضرت مریم علیهاالسلام در میان قوم متعصب و متحجّر، با ملامت و مرارت های بی شماری همراه بود. لیک آن بانو بر استقامت محقانه خویش پای فشرد و ظفر یافت.
وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ اِذِانْتَبَذَتْ مِنْ اَهْلِها مَکانَا شَرقیّا.
«در این کتاب مریم را یاد کن آن دم که در مکانی در طرف شرقی مسجد از کسان خود کناره گرفت.»
علاوه بر طعام بهشتی که در محراب عبادت نصیب او می گردید، در هنگام وضع حمل هم مورد التفات کریمانه حضرت حق قرار گرفت و کرامات کم نظیری شامل حال او گردید:
اولاً: جاری شدن چشمه آب گوارا در زیر پای آن محدثه.
فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّ تَحْزَنی‏ قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا
پس، از زیر [پاى‏] او [فرشته‏] وى را ندا داد که: غم مدار، پروردگارت زیر [پاى‏] تو چشمه آبى پدید آورده است.
ثانیا: با روئیدن رطب تازه بر درخت نخل فرتوت و خشکیده بارقه امید دمیده گشت. بنابراین با عنایات بی شائبه خداوند برای یک مادر با عفاف، هم غذا مهیا شد، هم آب گوارا!
وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا
و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگیر و] بتکان، تا بر تو خرماى تازه مى‏ریزد.
فَکُلی‏ وَ اشْرَبی‏ وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولی‏ إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا
و بخور و بنوش و دیده روشن دار. پس اگر کسى از آدمیان را دیدى، بگوى: «من براى [خداى‏] رحمان روزه نذر کرده‏ام، و امروز مطلقاً با انسانى سخن نخواهم گفت.»
5-قضیه پدر نداشتن حضرت عیسی (ع)
قضیه پدر نداشتن حضرت عیسی (ع) در قرآن مجید به صورت مسئله ای تاریخی نقل شده است . حاکی از اینکه مردم بر سر حضرت مریم که شوهری نداشته است ، فریاد کشیده و او را به بی عفتی متهم کرده اند از این رو لازم شده است که او روزه سکوت بگیرد تا خود نوزاد به قدرت خدای متعال به سخن آید و از مادرش رفع تهمت کند.
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا (یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا
پس مریم در حالى که نوزادش را در آغوش گرفته بود، او را به نزد بستگان خود آورد. گفتند: اى مریم! به راستى کار بسیار ناپسندى مرتکب شده‏اى.
اى خواهر هارون! پدرت مرد بدى نبود و مادرت (نیز) بدکاره نبود.
6-صدیقه بودن حضرت مریم
مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ اُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَاکُلان الْطَّعامَ اُنْظُرْ کَیْفَ نبیِّنُ لَهُمُ الایاتِ ثُمَّ انْظُرْ انّی یُوفَکوُنَ.
«عیسی پسر مریم به جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بودند و مادرش زنی راستگو بود، هر دو (مانند مردمان) غذا می خوردند، بنگر چگونه آیات خود را برای آنان بیان می کنیم، و سپس بنگر چگونه روی بر می گردانند.»
خداوند کریم عیسای پیغامبر را فرزند زنی یاد می کند که او در صداقت و سلامت گفتار و کردار شهره زمانه است.
و آن دو را از سلک خاکیان می نامد که با تهذیب و تأدیب نفس خویش با افلاکیان محاوره و مراوده ای دیرینه داشتند.
از دامن حضرت مریم علیهاالسلام راستگو و درست کردار، پیامبری چون عیسی مسیح علیه السلام عروج می کند.
نتیجه
عوامل مؤثّر در تربیت معنوی حضرت مریم عبارتند از:
الف- روح پاک مادر. «فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ»
برای پرورش کسی مانند مریم (ع) که مادرپیامبری چون حضرت مسیح خواهد شد ،شرایطی لازم است
چشم پوشیدن مادر ازهمه ی حقوق خویش و وقف فرزند در راه خدا
2-فرزند رابه خداسپردن ،برای تربیت صحیح(خدای تکفل زکریا (ع) نشان داد که برای تربیت فرزند صالح به مربی ومعلمی چون زکریا نیاز است)
3اجابت دعای مادر از ناحیه خدای سبحان
ب-جسم سالم. «نَباتاً حَسَناً»
پ-تعلیم و تربیت الهى.
ج-«کَفَّلَها زَکَرِیَّا»حضرت مریم در محیطی امن وروحانی وبه دست انسانی شایسته والهی چون زکریا تربیت شد
دال- تغذیه پاک. «وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً» که در تاریخ آمده است: )کوتاه سخن اینکه آن چه از اهداف تربیتی داستان حضرت مریم علیهاالسلام می آموزیم آن است که با اندیشه دینی و دست یابی به هدف نهایی و کمال معنوی که همان قرب به حق می باشد، باید مجدّانه و مدبّرانه گام برداشت تا مراد حاصل آید.
حضرت مریم علیهاالسلام با استعانت از درگاه خداوند منان، مکنونات قلبی خویش را به اطاعت بی قید و شرط آفریدگار هستی در آورد.
بنابراین شایسته است همه زنان و مردان عالم، کردار و رفتار هدفمند آن بانوی نمونه را، به عنوان الگوی تربیتی و اخلاقی، سرلوحه کار خویش قرار دهند.


پی نوشت ها


منبع این نوشته : منبع
مریم ,حضرت ,مادر ,زکریا ,السلام ,قرآن ,حضرت مریم ,علیها السلام ,قرآن کریم ,مادر مریم ,الَّتِی أَحْصَنَتْ ,أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا ,الَّت

حضرت سلیمان (Solomon) از پیامبران بزرگ الهی است که بر قوم بنی اسرائیل مبعوث شد. داستان زندگی حضرت سلیمان در قرآن آمده است و بسیار زیباست.

حضرت سلیمان (Solomon) از جمله پیامبرانی است که همزمان با پیامبری سلطنت نیز می کرده است. داستان حضرت سلیمان در قرآن آمده است که در اینجا به اختصار به آن اشاره می کنیم.

 

 

والدین حضرت سلیمان

 

حضرت سلیمان فرزند داوود نبی بود و مادرش «برسبا» نام داشت. لقب او حشمت اللّه بود و 4391 سال بعد از هبوط آدم در فلسطین به دنیا آمد.

 

 

آغاز رسالت حضرت سلیمان

 

حضرت سلیمان از همان دوران کودکی از خوبی و دانایی و عدالت خواهی برخوردار بود. در زمان وفات حضرت داوود سلیمان 13 ساله بود و وقتی که حضرت داوود تصمیم گرفت قبل از وفات، فرزندش را به جانشینی خود در میان بنی اسرائیل معرفی کند قوم بنی اسرائیل به بهانه آن که سن سلیمان کم است، او را نپذیرفتند. برای تعیین جانشین قرار شد افراد از قوم های مختلف یک چوبدستی داخل خانه ای قرار دهند تا بر روی چوبدستی هر کسی که گیاهی رویید او جانشین داوود نبی شود. فردای آن روز همه با کمال تعجب دیدند که بر روی چوبدستی سلیمان سبزه روییده است.

 

 

حضرت سلیمان و برادر ریاست طلب

 

آبیشالوم برادر بزرگتر حضرت سلیمان که از مادر دیگری بود با ولایتعهدی سلیمان موافق نبود و درصدد ایجاد اختلاف و شورش در بین مردم برآمد. آبیشالوم سالیان متمادی نسبت به بنی اسرائیل لطف و مهربانی داشت و همواره در فکر آینده ای بود که برای خود تصور کرده بود.

 

زمانی که آبیشالوم موقعیت را مناسب دید و از حمایت بنی اسرائیل مطمئن شد از پدر خود اجازه خواست و به بهانه ادای نذر به «جدون» رفت. در آن جا به ماموران خود در میان اسباط بنی اسرائیل ابلاغ کرد که هرگاه صدای شیپور اجتماع را شنیدید به سوی من بشتابید و سلطنت را برای من اعلام نمایید، که این کار برای شما بهتر و سودمندتر خواهد بود.

 

 

سرکوب آشوب آبیشالوم

 

آبیشالوم مردم را به سوی خود فراخواند و آشوب گسترده ای بر اورشلیم حاکم شد. داوود به ناچار فرماندهان خود را برای سرکوب شورش فرستاد ولی به آنان سفارش کرد که آسیبی به فرزندش آبیشالوم نرسد، ولی زمانی که فرماندهان لشکر داوود بر آبیشالوم مسلط شدند راهی غیر از قتل او نیافتند. لذا او را کشتند و آشوب فرو نشست.

 

هنگامی که حضرت سلیمان به تخت سلطنت تکیه زد «ادونیا» برادر آبشالوم شورش جدیدی را به راه انداخت که سلیمان ناچار به مبارزه شد و با سرکوب شورشیان برادرش ادونیا نیز در جریان این درگیری کشته شد.

 

در زمان آغاز رسالت حضرت سلیمان، پادشاهان ثروتمند بر مردم چیره شده بودند. برای همین حضرت سلیمان از خدا خواست تا به او قدرت و دولتی ببخشد که هیچکس مانند آن را نداشته باشد. خداوند نیز دعای او را مستجاب کرد و دستور داد تا جن و پری و بادها و حیوانات نیز مانند مردم در اطاعت سلیمان باشند.

 

داستان حضرت سلیمان در قرآن حضرت سلیمان زندگینامه

 

 

 

ساخت بیت المقدس

 

داوود در سالهای آخر عمر خود تصمیم داشت که بنای «بیت رب» یا معبد عظیم بیت المقدس را بنا کند ولی از دنیا رفت و چهار سال پس از آن، حضرت سلیمان کار بنای آن را به عهده گرفت بعد از 11 سال آن را بنا کرد. او بعد از شهری زیبا و بزرگ شروع به ساخت مسجد کرد. سلیمان پس از ساخت مسجد، دستور داد همان روز را عید اعلام کنند.

 

 

انگشتر حضرت سلیمان

 

روایت در مورد انگشتر حضرت سلیمان زیاد است اما نقطه مشترك همه آن ها اين است كه تمامى قدرت و حاكميت حضرت سليمان وابسته به آن انگشترى بوده است؛ به گونه اى كه روزى يكى از شياطين، آن را ربود و به صورت حضرت سليمان در آمد و بر تخت سلطنت او نشست. سليمان كه با اين كار شيطان از قدرت عزل شده بود گمنام و ناشناخته دچار فقر و تنگ دستى و آوارگى شد. او كه نمى توانست خود را به اطرافيان معرفى كرده و شيطان را طرد كند، به ماهیگيرى پرداخت و سرانجام پس از رويدادهايى، خاتم ربوده شده را از شكم يك ماهى به چنگ آورده و از آن روز مجدداً بر تخت حكومت نشست.

 

 

تخت سلیمان

 

حضرت سلیمان بعد از پدرش دستور ساخت تختی را داد تا بر فراز آن به قضاوت مردم بنشیند، جایگاه او طوری ساخته شده بود که مجرمین را به وحشت می انداخت و کسی جرأت اینکه شهادت دروغ را بدهد نداشت.

 

 

حضرت سلیمان و هدهد

 

حضرت سلیمان بعد از ساخت بیت المقدس به برای زیارت به مکه رفت. پس از آن وارد سرزمین یمن شد ولی وقتی وارد شهر صنعا شد هیچ آبی پیدا نکرد که بتواند رفع تشنگی کند. برای همین از هدهد کمک خواست تا در یافتن محل آب راهنمایی اش کند اما متوجه شد که هدهد غایب است. سلیمان ناراحت شد و سوگند یاد کرد که او را به سختی مجازات کند، مگر اینکه دلیل روشنی برای غیبت خود بیاورد.

 

وقتی هدهد بازگشت برای جلب رضایت سلیمان گفت؛ من بر موضوعی آگاه شده ام که تو از آن اطلاعی نداری. من در مملکت سبا زنی را دیدم که حکومت آن دیار را در اختیار خود دارد ولی شیطان در آنها نفوذ کرده و بر خورشید سجده می کنند.

 

 

نامه حضرت سلیمان به بلقیس

 

سلیمان از هدهد خواست تا نامه ای را نزد ملکه قوم سبا ببرد و سپس در کناری بایستد و نظر آنان را جویا شود. هدهد نامه را برداشت و به سوی بلقیس رفت و او را در کاخ سلطنتی در شهر مأرب یافت و نامه را بر دامن بلقیس انداخت. بلقیس نامه را برداشت و چنین خواند؛ «این نامه از سلیمان و بنام خداوند بخشنده و مهربان است، از تکبر از دعوت من سرپیچی نکنید و همگی در حالی که تسلیم هستید نزد من بشتابید.»

 

ملکه سبأ بعد از خواندن نامه، فرماندهان و بزرگان دولت خود را فراخواند و با آنها مشورت کرد، تا بدین وسیله اعتماد آنان را جلب و از تدبیر آنها استفاده کند و به این ترتیب تاج و تخت خود را حفظ نماید. مشاورین بلقیس گفتند؛ ما فرماندهان و فرزندان جنگ و نبردیم و امور خود را به فکر و تدبیر تو واگذار کرده ایم شما امر بفرمائید، ما همچون انگشتان دست در اختیار توایم. ملکه از پاسخ آنها دریافت که مایل به جنگ می باشند، لذا نظر آنها را نپسندید و به آنها اعلام کرد که بهتر است صلح کنیم.

 

 

هدایای بلقیس

 

بلقیس هدایای بسیاری به همراه بزرگان قوم خود به سوی سلیمان روانه کرد. چون نمایندگان حرکت کردند، هدهد پیش سلیمان شتافت و خبر را به او رساند. سلیمان خود را برای دیدار با آنها آماده ساخت تا زمینه نفوذ در آنها را فراهم سازد و به همین جهت به جنیان دستور داد تا قصری عظیم و تختی باشکوه ترتیب دهند که قلبها را لرزانده و چشمها را خیره سازد و دلها را به طپش اندازد.

 

زمانی که نمایندگان بلقیس به بارگاه سلیمان رسیدند مبهوت شدند. حضرت سلیمان آنان را با روی باز پذیرفت و از آنها استقبال کرد و سپس از آنها در مورد تصمیم شان پرسید.

 

نمایندگان بلقیس هدایای نفیس خود را تسلیم سلیمان کردند اما او هدایا را بازگرداند و گفت اکنون به همراه این هدایا نزد ملکه خود بازگردید و بگوئید که به زودی من با لشگری بزرگ به سوی شما خواهم آمد که شما توان مقاومت در برابر آن را نداشته باشید.

 

نمایندگان بلقیس، آنچه را که دیده یا شنیده بودند، به اطلاع او رساندند. سپس ملکه سبأ گفت؛ ما ناگزیریم گوش به فرمان او دهیم و از وی اطاعت نماییم و برای پاسخ و قبول دعوت او نزدش بشتابیم.

 

داستان حضرت سلیمان در قرآن داستان حضرت سلیمان و جن سلیمان و هدهد

 

 

 

تخت بلقیس نزد سلیمان آمد

 

وقتی که سلیمان خبر آمدن بلقیس و درباریان او را شنید، به اطرافیان خود که از بزرگان جن و انس و همگی در اختیار او بودند گفت؛ کدامیک می توانید قبل از اینکه بلقیس و اطرافیانش پیش من بیایند تخت او را نزد من آورید؟

 

یکی دیگر از جنیان به نام آصف بن برخیا که وزیر سلیمان بود گفت؛ من آن تخت را برای تو می آورم پیش از آن که چشم برهم زنی. و همین کار را کرد.

 

همچنین پیش از آمدن بلقیس، سلیمان به جنیان دستور داده بود که کاخی شیشه ای برای او ساخته و بر روی آب بگذارند. وقتی بلقیس آمد، به او گفتند؛ «به قصر وارد شو» و او گمان کرد که آب است. به همین خاطر لباس خود را روی پاهایش بالا کشید و پاهایش پیدا شد. پس سلیمان گفت؛ «این محلی است که از شیشه ساخته اند و آب نیست.» بلقیس با دیدن این عظمت و شکوه ایمان آورد و به شهر سبأ پیغام فرستاد که من به خدای یگانه ایمان آوردم و سلیمان یک پادشاه ظالم نیست، بلکه دارای حکمت و عدالت است و دین او بر حق است. و قوم سبأ را دعوت کرد که دین خدایی را بپذیرند.

 

وقتی خبر به شهر سبأ رسید شیطان آنها را وسوسه کرد که بلقیس زن است و زن عقلش ناقص است و از دم و دستگاه سلیمان ترسیده و به عزت و نعمت بیشتر طمع دارد. آنها فریب شیطان را خوردند و بعد از آن که خداپرستان از جمع آنها جدا شدند سیل عظیمی شهرشان را با خود برد و آنها در بیابانها پراکنده شدند.

 

 

وفات حضرت سلیمان

 

حکومت و پیامبری سلیمان به مدت چهل سال ادامه داشت تا این که در یکی از روزها که برای بازدید قصر زیبای خود که از آبگینه بنا شده بود رفت و در یکی از اطاقهای فوقانی به تماشای اطراف شهر مشغول بود در حالی که بر عصای خود تکیه زده بود ناگهان صدای ورود شخصی را احساس کرد. حضرت سلیمان که از ورود بدون اجازه وی ناراحت شده بود پرسید، تو کیستی و چرا بدون اجازه وارد قصر شده ای؟ ملک الموت گفت؛ من پیک مرگم و برای گرفتن جان تو آمدم و برای ورود به آن به اجازه کسی نیازی ندارم.

 

آن گاه ملک الموت سلیمان را به همان شکل که ایستاده بود و بر عصای خود تکیه زده بود قبض روح کرد. حضرت سلیمان در زمان مرگ 1053 سال عمر داشت.

 

پس از وفات سلیمان، هیچ کس از مرگ او اطلاع نیافت. بدن او تا مدتی همچنان بر عصا تکیه داشت و همگی او را بر بالای بلندی نظاره می کردند و فکر می کردند، او زنده است و می گفتند؛ روزهاست که بی آب و غذا و بی خستگی به عصایش تکیه زده است. هیچ کس جرأت ورود به اتاق او را نداشت، تا اینکه پس از مدتی موریانه ها به عصای وی دست یافتند و آن را خوردند و چون عصای سلیمان شکست جسمش به زمین افتاد و در آن وقت بود که اطرافیانش دریافتند که مدتی از مرگ وی می گذرد.

گردآوری: مجله اینترنتی ستاره
 
 
 

منبع این نوشته : منبع
سلیمان ,حضرت ,بلقیس ,هدهد ,داوود ,آبیشالوم ,حضرت سلیمان ,سلیمان گفت؛ ,حضرت سليمان ,بلقیس هدایای ,نمایندگان بلقیس ,حضرت سلیمان solomon